
MARLON BRANDO

مارلون براندو اسطوره بزرگ بازیگری در ۳ آوریل ۱۹۲۴ در نبراسکا، آمریکا به دنیا آمد.
او از همان سالهای ابتدایی بازیگریش ثابت کرد که خلاقیت در بازیگریش تصادفی نبوده زیرا در هر فیلم سبک منحصر به فرد نقش آفرینی خود را بیش از پیش به معرض نمایش رساند و از همان دوران خیلی زود در ذهن علاقه مندان به سینما جای گرفت.
مارلون براندو ستاره بی چون و چرای بازیگری برای اولین بار به خاطر بازی در فیلم "اتوبوسی به نام هوس" کاندیدای اسکار شد. او در نقش "استنلی کوالسکی" با ایجاد رنج و عذاب برای خواهرزنش شخصیتی
پرخاشگر و ستیزه جو را فوق العاده ایفا کرد اما در آن سال اسکار به همفری بوگارت رسید.
سال بعد او به خاطر بازی در فیلم "زنده باد زاپاتا" مجددا کاندید اسکار شد. او در این فیلم با نقش "امیلیانو زاپاتا"
رهبر شورشی مکزیک تصویر خیره کننده ای را خلق کرد اما این بارهم از بخت بد او اسکار به "گری کوپر" رسید.
بالا خره به خاطر بازی در فیلم "دربارانداز" اسکار به براندو تعلق گرفت اما او به خاطر اعتراض به سیستم حاکم بر هالیوود از گرفتن آن سرباز زد.
در طی سالهای بعد به رغم بازی های فوق العاده اش در فیلم هایی مثل "تعقیب، سربازان یک چشم، کنتسی ازهنگ کنگ و ... باز هم اعضای آکادمی نادیده اش گرفتند، تا اینکه به خاطر بازی در فیلم "پدرخوانده" اسکار به او تعلق گرفت، اما این بار هم او در مراسم حاضر نشد و به جای خود یک دختر سرخپوست را با متن سخنرانی طولانی در دفاع از سرخپوستان به روی صحنه فرستاد.
"پدرخوانده" به گفته مارلون براندو اولین فیلم نامه ای بود که خواند و به آن علاقه مند شد. اما "فرانسیس فورد
کاپولا" چندان موافق حضور او در این فیلم نبود و می گفت چهره براندو با آنچه او از"دن کورلئونه" در ذهن دارد مطابقت ندارد.
اما براندو با تغییر چهره اش (همان طور که در فیلم مشخص است) عکسی را از خودش به عنوان یک بازیگر ناشناس برای کاپولا فرستاد و کاپولا بعد از دیدن عکس مصمم شد که از براندو دعوت کند.
بازی دیگر او در اوایل دهه هفتاد فیلمی بود به کارگردانی "برناردو برتولوچی" به نام "آخرین تانگو در پاریس". آخرین تانگو در پاریس فیلمی است که براندو در آن عالی از عهده نقشش برآمد.
مارلون براندو همواره دستمزد بالایی می گرفت به عنوان مثال در فیلم "دربارانداز" چهار برابر "الیا کازان"
کارگردان فیلم دستمزد گرفت. در فیلم اینک آخر الزمان قبل از هر چیز گفته بود یک میلیون دلار پیش پرداخت می خواهد که کاپولا قید کار با او را زد و اعلام کرد که از "رابرت ردفورد" یا "جک نیکلسون" استفاده خواهد کرد اما براندو پشیمان شد
و با شرایط آنها تن به کار داد.
به خاطر بازی در نقش کشیش فیلم "جن گیر" یک میلیون دلار دریافت کرد اما بعدا از بازی در"جن گیر" سرباز زد و هرگز هم آن یک میلیون دلار را پس نداد.
مارلون براندو بازیگر بسیار بزرگی بود. او همیشه برای نقش هایش ارزش خاصی قائل بود و آنها را تمرین می کرد و حتی با بداهه پردازی در حین فیلمبرداری کارگردانها را حیرت زده می کرد. او شاگرد" استلا آدلر" و " لی استراسبرگ" بود و سیستم "متد اکتینگ" را با بازی های خیره کننده اش پایه گذاری کرد که نمونه بارز آن فیلم "اتوبوسی به نام هوس" است. بزرگان سینما او را پدرخوانده بازیگری دانسته و میدانند.
مارلون براندو در یک فیلم هم در مقام کارگردان ظاهر شد. او با ساختن فیلم "سربازان یک چشم" استعداد فراوان خود را پشت دوربین نشان داد و مورد تحسین قرار گرفت تا جایی که "کوئنتین تارانتینو" او را به خاطر ساخت همین یک فیلم جزو پنج وسترن ساز محبوبش قرار داده است.
براندو در سالهای پایانی عمرش در باتلاقی از بدهکاری دست و پا می زد. او با ۲۰ میلیون دلار بدهی
در تنگدستی کامل به سر می برد. ابر قدرت سینما تا زمانی بالاترین دستمزدها را می گرفت اما سالهای آخر
به لطف کمک های تامین اجتماعی امرار معاش می کرد. دلیل این ورشکستگی ها، منازعات حقوقی او در دادگاه پسرش (که متهم به قتل شده بود) بود که باعث شد او میلیون ها دلار خرج این پرونده کند اما این دادگاه
هیچ گاه تمام نشد. مارلون براندو حاضر نشد در این دادگاه قسم بخورد زیرا همیشه ادعا می کرد به هیچ دینی
اعتقاد ندارد.
وزن مارلون براندو در سالهای آخر عمرش به خاطر ناپرهیزی های فراوانش به 135 کیلوگرم رسیده بود.
سرانجام مارلون براندو این ستاره جاودان دنیای سینما و بازیگری به خاطر مشکلات ریوی در ۱ جولای ۲۰۰۴ در سن ۸۰ سالگی درگذشت.
بعد از مرگ براندو سرخپوستان که مارلون را خیلی دوست داشتند برای او عزاداری باشکوهی را برگزار
کردند تا دین خود را به او ادا کرده باشند.
فیلم شناسی:
مردان ۱۹۵۰ انعکاس در چشم طلایی ۱۹۶۷
اتوبوسی بنام هوس ۱۹۵۱ کندی ۱۹۶۸
زنده باد زاپاتا ۱۹۵۲ شب روز بعد ۱۹۶۸
جولیوس سزار ۱۹۵۳ کوئومادا ۱۹۶۹
وحشی ۱۹۵۳ شبروها ۱۹۷۲
دربارانداز ۱۹۵۴ پدرخوانده ۱۹۷۲
دزیره ۱۹۵۴ آخرین تانگو در پاریس ۱۹۷۲
مردان و عروسکها ۱۹۵۵ آب بندهای میسوری ۱۹۷۶
قهوه خانه ماه اوت ۱۹۵۶ سوپرمن ۱۹۷۸
سایونارا ۱۹۵۷ اینک آخرالزمان ۱۹۷۹
شیرهای جوان ۱۹۵۸ فرمول ۱۹۸۰
نسل فراری ۱۹۵۹ فصل خشک سفید ۱۹۸۹
سربازان یک چشم ۱۹۶۱ تازه کار ۱۹۹۰
شورش در کشتی بونتی ۱۹۶۲ کریستف کلمب ۱۹۹۲
آمریکایی زشت ۱۹۶۳ دن ژوان دمارکو ۱۹۹۵
داستان وقت خواب ۱۹۶۴ جزیره دکتر مورو ۱۹۹۶
موریتوری ۱۹۶۵ شجاع ۱۹۹۷
تعقیب ۱۹۶۶ پول مجانی ۱۹۹۸
آپولازا ۱۹۶۶ امتیاز ۲۰۰۱
کنتسی از هنگ کنگ ۱۹۶۷
MARLON BRANDO 1924 - 2004
Ingrid Bergman
اینگرید برگمن

برگمن در اکثر فیلم هایش عموما نقش زنی را داشت که در قمارعشق بازنده می شد. کسی که باید به بهانه ای خود را کنار می کشید و یا مردش او را تنها می گذاشت و می رفت.
برگمن با همان نگاه نیم قرن در سینما دوام آورد از دهه ۳۰ تا اوایل دهه ۸۰ . او با بهترین فیلم سازان دوران خود کار کرد.
از هیچکاک انگلیسی تا رنوار فرانسوی از کیوکر امریکایی تا روسیلینی ایتالیایی و ...
امروز که به فیلم های برگمن فکر می کنیم زنی را به یاد می آوریم که صبر و تحمل عجیبی داشت. کسی که باید با معصومیتش بار گناهان همه آدمهای اطرافش را به
دوش می کشید. کسی که فقط نگاه می کرد.
اینگرید برگمن در ۲۹ آگوست ۱۹۱۵ در استکهلم سوئد به دنیا آمد. در همان کورکی مادر و پدرش را از دست داد و نزدیکانش او را بزرگ کردند.
پس از اتمام تحصیلات وارد "رویال دراماتیک تئاتر" شد و در مدت کمتر از یک سال توانست نقش زن های اصلی در فیلم های سوئدی را بازی کند. در سال ۱۹۳۷با فردی به نام "پیترلیندرزستروم" زدواج کرد و ۷سال بعد از هم جدا شدند.
پس از بازی در "انیترنرو" برگمن توسط دیوید سلزنیک در سال ۱۹۳۹ به هالیوود دعوت شد تا در بازسازی آمریکایی از همین فیلم ایفاگر نقش مقابل لزلی هاوارد شود و سال بعد فعالیت در برادوی را شروع کرد.
اینگرید برگمن در سال ۱۹۴۲ به همراه "همفری بوگارت" در "کازابلانکا" بازی کرد. او در این فیلم به زیبایی نقش خود را ایفا کرد. در سال ۱۹۴۳ همراه "گری کوپر" در فیلم "زنگها برای که به صدا در می آیند" بازی کرد ونامزد جایزه اسکار شد.
وی در سال ۱۹۴۹ بعد از جدایی از اولین همسرش با "روبرتو روسیلینی" کار گردان مشهور ایتالیایی ازدواج کرد. و ثمره آن دو پسر و یک دختر بود. اما پس از آن روسیلینی نتوانست موفقیتهای گذشته اش را تکرار کند و حتی فیلم مشهور او یعنی "استرومبولی"در سال۱۹۵۰ که اینگرید در آن بازی می کرد با انتقاد گروهای مذهبی و انجمن های زنان روبرو شد و همین باعث شد که تا چندین سال پخش فیلم هایش ممنوع شود. بعد از همین فیلم اینگرید برگمن به فراموشی سپرده شد اما ناگهان با فیلم النا و مردان و پاریس کارهای عجیبی می کند به کارگردانی "ژان رنوار" در سال ۱۹۵۶دوباره شهرت خود را بدست آورد.
برگمن پیش از این هم به خاطر "چراغ گاز" در سال ۱۹۴۴ برنده اسکار بهترین بازیگر زن نیز شد و
بار دیگر نیز برای بازی در "قتل در قطار سریع السیر شرق" در سال ۱۹۷۴ به کارگردانی "سیدنی لومت" اسکار بهترین بازیگر زن نقش مکمل را از آن خود کرد.
او پس از جدایی از روسیلینی برای سومین بار با تهیه کننده سوئدی تئاتر "لارنس اشمیدت" ازدواج کرد.
شاید مهمترین دستاورد او را در طول دوران بازیگری اش را بتوان کار با دو تن از بزرگترین فیلمسازان
تاریخ سینما دانست: ۳فیلم با آلفرد هیچکاک و ۵ فیلم با روسیلینی.
اینگرید برگمن در ۳۰ آگوست ۱۹۸۲در لندن درگذشت.
فیلم شناسی:
اقیانوس شکنان 1935 ژاندارک 1948
موج 1935 در برج جدی 1949
خانواده سوئدی نیهلم 1935 استرومبولی 1950
شب والپور رزیس 1935 بزرگترین عشق 1952
دو طرف آفتاب 1936 غریبه ها 1954
اینتر متسو 1936 ترس 1954
کنت پل مانک 1937 ژان در پای چوبه دار 1954
دلار 1938 النا و مردان 1956
چهره یک زن 1938 آناستازیا 1956
چهار یار 1938 پاریس کارهای عجیبی می کند 1957
فقط یک شب 1940 بی احتیاط 1958
قصه یک عشق 1940 میهمانخانه ششمین خوشبختی 1958
شبی در ماه ژوئن 1940 دوباره خداحافظ 1961
آدم چهار پسر داشت 1941 آیا برامس را دوست دارید 1961
خشم در بهشت 1941 دیدار 1964
دکتر جکیل و مسترهاید 1941 رولز رویس زرد 1964
کازابلانکا 1942 گل کاکتوس 1969
زنگها برای که به صدا درمی آیند 1943 گردش در باران بهاری 1970
چراغ گاز 1944 پرنده های مغشوش خانم بزیل 1973
طلسم شده 1945 قتل در قطار سریع السیر شرق 1974
ساراترگاترانک (در ایران: آشوب طلب) 1945 مسئله زمان 1976
زنگهای سن مری 1945 سونات پاییزی 1978
بدنام 1946 زنی به نام گلدا 1982
طاق نصرت پاریس 1948
